محمود نجم آبادى

280

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

غير از هرودت مورخين ديگر يونانى با آنكه ميانه خوبى با ايرانيان نداشتند از تعليم و تربيت ايرانيان بسيار گفته‌اند . " گزنوفون در كتاب سيروپدى ( كوروش‌نامه ( Cyropadie در اين باب مفصل صحبت داشته است و مركز آن را پازارگاد گويد ، كه شاهزادگان و اشراف‌زادگان به آموزش و پرورش اشتغال داشتند . محصلين به چهار طبقه تقسيم مىگرديدند و هر طبقه تحت نظر اولياء خود به تحصيل مشغول بودند و تحصيلات آنها عبارت از خواندن و نوشتن بوده كه تا شانزده و يا هفده سالگى ادامه داشت ، آنگاه سوارى و تيراندازى و نيزه‌بازى مىآموختند كه براى آتيه مهيا باشند " . غير از گرنوفون ديگران به‌مانند استرابون و افلاطون در اين باب مفصل نگاشته‌اند ، كه ذكر همه آنها باعث تطويل مقال گردد . مدارس و مكاتب آن دوران اهميت خاصى داشته و چنين به نظر مىرسد كه به‌مانند آن‌ها در آن زمان در هيچ‌يك از پايتخت‌هاى دنيا نبوده است . باب چهارم ونديداد فقراتى درباره تحصيل علم دارد . فقره چهل و پنجم از باب بالا دستور تحصيل را براى طلاب علم معين داشته است ، كه بايد روزها به تحصيل پرداخته و در آن استقامت ورزند و شب استراحت كنند . ( از منابع مختلفه ) . نگارش سطور بالا از آن نظر بود كه اصولا كمى مطلب درباره تعليم و تربيت روشن گردد ، كه چنين اصولى در آن دوران حكمفرما بوده و نتيجه آن طبيعه بر روى ساير علوم نيز آشكار گرديده است و چون عموما سلاطين و شاهزادگان بر روى راستى و درستى پرورش يافته بودند در ساير موضوعات چه كشورى و چه لشگرى و چه اجتماعى و